مانيماني، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

ماني هلوي مامان و بابا

عزيزم برنده شدنت مبارك.............

سلام به همه عزيزان.....اول از همه تشكر مي كنم از همه مامانا و باباها و ني ني هايي كه واقعا شرمنده مون كردن.....نمي تونين تصور كنين چقدر خوشحالم.....نه به خاطر اينكه پسرم تو اين مسابقه برنده شده....به خاطر اينكه امام حسين پسرمو انتخاب كرده.....چه حالي داره وقتي عجله داري و مي خواي بري بيرون ..فوري لپ تاپو باز كني و اولين جايي كه مي ري ني ني وبلاگ باشه....وقتي مي بيني نوشته :برندگان مسابقه ني ني و محرم مشخص  شد....باز مي كني و مي بيني يكي از برنده ها قند عسل خودته..... واي نمي دونين چه حالي شدم....پسر خوشگلم بهت تبريك ميگم...ببين امام حسين چقدر دوست داشته....انشالله وقتي بزرگ شدي يكي از سربازاي باوفاي امام باشي....خيلي دوست دار...
19 آذر 1390

باز محرم رسيد.........

سلام ما به محرم که ماه خون و قیام است به جلوه‌های شهادت که زندگی مدام است سلام ما به حسین و به قبله‌گاه نمازش به جایگاه قیام و به گاه راز و نیازش سالام ما به عزیزان دشت کرب‌ و بلا مهاجران سفر کرده در دیار بلا سلام ما به تن رنجدیده سجاد به اشک دیده شب‌های حضرت سجاد سلام ما به علمدار زاده زهرا به دست‌های قلم گشته‌اش در آن صحرا سلام ما به علی‌اکبر جوان حسین به فرق منشق او نزد دیدگان حسین سلام ما به رباب و اصغر بی‌شیر به کام تشنه و آن حنجر بریده و تیر سلام ما به گل روی نوجوان حسن به قاسم آن گل خوشبوی بوستان حسن سلام ما به رقیه به زینب کبری به ناله سر کن...
7 آذر 1390

نه ماهگي ماني پيشي

ماني خوشگل مامان ،الان توي نه ماهشه.يه خبر خوب هم داريم.اونم اينه كه ماني پسر عمه دار شده.13 ارديبهشت امير رضا گل پسر عمه ماني به دنيا اومد.حالا ديگه ماني تنها نيست.بقيه نوه هاي عزيز جون دخمل بودن.حالا ماني و امير رضا با هم خونه عزيز رو به هم ميريزن....حملههههههههههههههه........     امير رضا چهار روزش بود كه ماني شروع كرد به چهار دست و پا راه رفتن....خوشگلم چقدر ذوق ميكنه نيني ميبينه.فكر مي كنه خودش خيلي بزرگه.......       اینم دو تا عکس از امیر رضا و عکسای  نه ماهگی مانی تو ادامه مطلب........ امیر رضا گل ...
28 خرداد 1390

ماني جيگر تو چهار ماهگي

اينجا من چهار ماهمه. داريم ميريم عروسي دختر عمه ماماني. البته قبلش رفته بودم جشن دايي جونم.يه روز قبل از اينكه من به دنيا بيام ،رفتيم و يه نن دايي برا دايي جونم گرفتيم.داييمو كه سروسامون دادم،با خيال راحت به دنيا اومدم..........اخ جون علوسييييييييييييييييي ...
28 خرداد 1390